با چشمانی باز و بینا
آخر عشق تو را کور خوانده بود...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
پرم...از خالی هایی که پرند از خالی ها!!
پرم از حرف های پوچ!
واضح بود؟!!!
I will not let myself cause my heart so much misery
I will not break the way you did
You fell so hard
I learned the hard way to never let it get that far
Because of you I never stray too far from the sidewalk
Because of you I learned to play on the safe side So I don’t get hurt
Because of you I find it hard to trust
Not only me but everyone around me
Because of you I am afraid
I lose my way
And it’s not too long before you point it out
I cannot cry
Because I know that’s weakness in your eyes
I’m forced to fake a smile a laugh
Every day of my life
My heart can’t possibly break
When it wasn’t even whole to start with
I watched you die
I heard you cry
Every night in your sleep
I was so young
You should have known better than to lean on me
You never thought of anyone else You just saw your pain
And now I cry In the middle of the night
Over the same damn thing
Because of you I never stray too far from the sidewalk
Because of you I learned to play on the safe side So I don’t get hurt
Because of you I find it hard to trust
Not only me but everyone around me
Because of you I am afraid
Because of you I tried my hardest just to forget everything
Because of you I don’t know how to let anyone else in
Because of you I’m ashamed of my life because it’s empty
Because of you I am afraid
Because of you
بعد رفتنت تموم جاده ها راه غربتو به روم وا کردن
خسته ام بس که تموم آدما مثل عاقلا باهام تا کردن
من دیوونه که بعد رفتنت از همیشه از همه عاصی ترم
اونا اما مثل آدمای کور غربت جاده رو حاشا کردن
مهربون رفته تا تو راهی نیست قد رفتن به یه رویای قشنگ
حیف به جای بافتن رویای تو فقط عکستو تماشا کردن
دیگه وقت دل زدن به جاده هاست مهربون رفته تا تو راهی نیست
باید از ستاره ها بپرسمت شاید اونا تورو پیدا کردن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
پی نوشت:
فکرم را پر کرده
فکر اینکه چگونه به تو فکر نکنم!!!
تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود
غیر از تو هرکه بود
هر آنچه نمود
نیست...
۱.....
۲.....
۳.....
اینجا به جز دوری تو
چیزی به من نزدیک نیست....تولدت ...!!!
مدت هاست که با غوره ها کلنجار می روم
اما حلوا نمیشوند...!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
۱-منو ببخش بخاطر همه دروغایی که نگفتم...
۲ـ... بخاطر زندگی که نکردم...
۳ـ... بخاطر لحظه هایی که نمردم!!!
سال نو مبارک!!!!!!!!!!
لحظه هایی سرشار از معجزه داشته باشید![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
۱ـ دلگیرم ازت!!!
۲ـ نمیدونم
Fateh shodi
Aan zaman ke ASIRe daste matarsak ha nashodi
Fateh shodi
Vaghti DIVAR keshidi miane foroogh va adamak ha
Fateh shodi
Ba OSYANi ke hich kas ra yaraye edrak nabood
Fateh shodi
Ba TAVALODI DIGARAt
Be miladat khahim amad
Cheragh , Dariche , Panjarei baraye didan
Aftab ra mihmane miladat khahim kard
Faryad khahim zad : Fateh shodi
Pas
Zende bad 678 sadere az bakhshe 5 sakene Tehran
MILADAT SEPID
وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود
وقتی دروغ ، داور هر ماجرا شود
وقتی هوا، هوای تنفس ،هوای زیست
سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود
وقتی در انتظار ِیکی پاره استخوان
هنگامه ای ز جنبش دم ها به پا شود
وقتی به بوی سفره ی همسایه مغز وعقل
بی اختیار، معده شود اشتها شود
وقتی که سوسمار صفت پیش ِآفتاب
یک رنگ،رنگها شود و رنگها شود
وقتی که دامن ِشرف و نطفه گیر ِشرم
رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود
بگذار در بزرگی این منجلاب یأس
دنیای من به کوچکی انزوا شود
سیمین بهبهانی
پی نوشت:
1_برای همسایه که نان مرا ربود،نان،برای عزیزانی که قلب مرا شکستند،مهربانی
برای کسانی که روح مرا آزردند،بخشش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم
2_تبریک میگم به المیرایی که تو این 4 ماه خیلی چیزا رو یاد گرفت
3_بد بودن همیشه بد نیست!
4_این تورا بس باشد!که آشنای رنجت،نه همه کس باشد...!
5_حتی اگه سکوت کنی،مهم اینه که هستی!از پریسا یاد گرفتم!!!:)
درست زمانیکه باور میکنی...
درست زمانیکه میخوای طعم خوشی رو حس کنی...
درست زمانیکه فکر میکنی آرامش گم شده ت رو پیدا کردی...
درست زمانیکه شب با یه دنیا لبخند میخوابی تا صبح با یه دنیا امید بیدارشی...
درست زمانیکه اهدافت رو برای یه آینده ی روشن پشت هم می چینی...
...
همه چی می ریزه بهم انگار رسمش اینه!!!
زندگی قشنگت میشه یه کابوس که همه چیزو میگیره ازت
محکوم میشی به تنهایی!
شایدم یه عادته،شاید شرطی شدی،آخه یه 20 سالی هست که اینجوری زندگی کردی!
اما...
اما یه جا از زندگیت موقعی که همه درا به روت بسته شدن یکی رو پیدا کردی که عاشقته!
با همه مشکلاتت.یکی که تو رو با هیچ چیزی عوضت نمیکرد!یکی که بی نهایت بود
عشقش،مهربونیش،دستاش،چشماش،آغوشش!
اما درست زمانیکه باورش کردی...!اون وقته که همه چی خراب میشه!!!
می بینی تنها شدی اما این تنهایی با همه تنهایی های زندگیت فرق داره!
یه تنهایی به اندازه ی تمام تنهایی های 20 سال!
تلخ ، مثل زمانی که سر کوچه از ماشین جا موندم و مامان بابا رفتن!
میدونی چقدر بهش فکر کردم؟
سعیده میگفت حکمتی داره که تو نمیدونی!اونم نمیدونست!فقط تویی که میدونی!
چرا میزاری شک کنم؟!چرا منو نادیده میگیری؟!چیز ِ زیادی خواستم؟!
واقعا خودتی؟نه!
اونکه اشکامو میبینه ولی چشماشو می بنده!
امشب دیگه باید جوابمو بدی!امشب دیگه تا جواب نگیرم برنمی گردم!امشب فرق داره
مگه نه؟خودت گفتی!همه میدونن!زیر ِحرفت که نمیزنی!!هان؟
نگام کن!
من هنوز زنده ام!مگه اینکه...................!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1-یه معذرت خواهی بدهکارم به یه دوست!خودخواه نیستم باور کن!
2-سکوتم ار رضایت نیست.
۳-سه روزه از همیشه داغون ترم اما از همیشه خوشحالتر!
4-همیشه وقتی کلی غصه دارم بیشتر از همیشه شادم!
6-فکر کنم دیوونه شدم...
تا حالا شده فقط اندازه چند لحظه به اتفاقات اخیر زندگیت فکر کنی و کلی بهم بریزی؟
داغون شی ، بشکنی؟
با خودت بگی چرا؟چرا من؟یه عالمه چرای بی جواب!
انگار میرسی به مرز دیوونگی،پوچی!
به دور و برت نگاه میکنی
همه آدمای دورو برت دست و پا زدنتو می بینن
اما فقط می بینن
تماشا میکنن...
چیکار میکنی؟
داد میزنی؟به زمین و زمان بد و بیراه میگی؟سکوت میکنی؟گریه میکنی؟ها؟
خودکشی ؟از خونه میزنی بیرون؟
بعدش چی میشه؟
کی به حرفات توجه میکنه؟
مامان،بابا،خواهر،برادر،دوست،دشمن...کی؟
اتفاقای دور و برم هر روز بزرگ تر و عجیب تر میشن
تو که می بینی!از تو بپرسم چرا؟هه
هر شب به قصه ی دل من گوش میکنی...
دلگیرم ازت!توام تنهام گذاشتی.چرا؟ من که نزدیکش بودم،من که باور کردم...
گفتم کمکم کن که سربلند شم اما تو! نشستی و تماشام میکنی!
اگه ادامه داره بهم بگو تا کی؟تا کجا؟روبرو ...آینده تاریکه...سیاهه
چشماتو وا کن!آره تماشا کن!دست به سینه!سنگی!
همشو گرفتی ازم!اما من...
چی؟
...
چرا اینجوری نگام میکنی؟
...
باشه باشه ، حق با توئه!
نقطه سر خط
.
__________________________________________
پی نوشت:
1- دو هفته ای میشه که سکوت میکنم موقعی که بقیه داد میزن و بیگناه محکوم میشم...
۲-دو روزه دارم فکر میکنم به اینکه چه جوریه که دو هفته سکوت کردم!
۳- دو روز دیگه مونده (بعدِ این همه بارون ِخون بالاخره پیداش میشه رنگین کمون...!)
.: Weblog Themes By Pichak :.

